على محمدى خراسانى
293
شرح منطق مظفر (فارسى)
همين قضايا مبدء المبادى و علة العلل تصديقات ديگر هستند . و منظور از علّت خارجى علّتى است كه خارج از ذات قضيه باشد يعنى مجرّد تصوّر اطراف كافى نيست بلكه علاوه بر آن محتاج به سبب خارجى هستيم . علّت خارجى خود بر دو قسم است : 1 . گاهى علّت خارجى حسّى از حواس انسان است چه حسّى از حواس پنجگانهء ظاهرى ( باصره ، سامعه ، ذائقه ، شامه ، لامسه ) يا حسّى از حواس پنجگانهء باطنى باشد ( حس مشترك ، قوهء خيال ، قوهء واهمه ، حافظه ، متصرفه . ) پس سبب اين يقين و علم تصديقى حسّى از حواس ظاهر و باطن است نه قياس و استدلال و اين در دو دسته از قضايا و تصديقات وجود دارد : الف . در مشاهدات كه شامل محسوسات ( حسيّات ) و وجدانيات مىشود . ب . در متواترات كه از طريق شنيدن و اخبار جماعت كثيره به دست مىآيد . هردو دسته از جملهء بديهيّات ششگانه يقينى منطقى بودند كه سابقا بحث شد و اينها نيازمند عمليّات و تلاش غير فكرى هستند . مانند : هذه النار حارّة « حسيّات » و انا عطشان « وجدانيات » و مكة موجودة « متواترات » . مطلب قابل ذكر اين است كه : مدركات ما در يك تقسيم دو دسته مىشوند : الف . جزئيّات يعنى مدركات و معلوماتى كه مربوط به يك امر جزئى شخصى خارجى است كه در مكان معين و زمان خاص و با ويژگىهاى منحصر به آن فرد مىباشد ، مانند مثالهاى مذكور كه موضوع آنها امور شخصى هستند و به اصطلاح باب قضايا ، اينها جزء قضاياى شخصيّه و مخصوصه هستند در مقابل محصورة و . . . امور كليّه يعنى معلوماتى كه فراتر از زمان ، مكان ، مادّه و خصوصيّات فرديّه است بلكه كلّى و فراگير بوده و جهان شمول است از قبيل ادراك اينكه : « الكلّ اعظم من الجزء » ، « النقيضان لا يجتمعان » ، « كلّ ممكن او حادث فله علّة و محدث » و . . . در بخش معلومات نظرى و مانند : العدل حسن ، الظلم قبيح و . . . در قسمت علوم عملى . امورى كه توسّط حواس ظاهر يا باطن ادراك مىگردد عموما قضاياى جزئيه بوده و مربوط به موضوع معين و خاصّى است . اين دسته از معلومات مخصوص انسان نيست